
Die Grammatike
Anwendungen mit es
Die Geschichte erzählen
تعریف داستان
Audio
فایل صوتی
zufällige Wörter
لغت تصادفی
- دیوار
- نجات دادن
- به سلامتی !
- پیش داوری
- بازگشتن
- برابر (از نظر حقوق)
- نابودی
- بازداشت کردن دستگیر کردن
- شهرت آوازه
- تحت تاثیر قرار دادن
- بازداشت کردن
- وحشی، بی قید و بند، نا آرام، غیرقابل کنترل
- افسردگی
- دزدی سرقت
- درخواست ازدواج
- رنج بردن مبتلا بودن
- یک در میان یکی پس از دیگری، به نوبت
- خصمانه. به طور خصمانه. دشمنانه
- نقاش نقاش (ساختمان، هنری)
- جدایی
zufällige Sätze
جمله تصادفی
- جدایی از خانواده سخت بود.
- او بعد از سالها به خانه بازگشت.
- پیکاسو احتمالا مشهورترین نقاش جهان است.
- او به اداره پلیس رفت تا سرقت ماشینش را گزارش دهد.
- این شلوار در واقع خیلی کوچک است، با وجود اینکه خیلی بزرگ به نظر میرسد.
- ما بهسلامتی شما میخوریم! بهسلامتی!
- سال هاست که او برای آزادی می جنگد
- روز به روز شهرت او زیاد می شد
- قلم مو بسیار ضخیم است.
- پوزش خواستن از او برایش دشوار بود
- خطها را یکی پس از دیگری با رنگ علامتگذاری کردن
- او تمام تمرکزش را صرف پروژه جدیدش کرد.
- او افسردگی شدید دارد.
- این یک قضاوت اشتباه است که همه خسیس هستند.
- او روی شوهرش تاثیر (نفوذ) دارد
- من خیلی متعجبم که تو هنوز این را نمیدانی.
- در ویترین مغازه، کفشهای زمستانی نمایش داده شدهاند.
- این یک رودخانه متلاطم است.
- لپ تاپ من در مقابل دزدی بیمه شده است.
- کارهای این نقاش بسیار معروف هستند.
zufällige Fragen
سوال تصادفی