
Die Grammatike
Anwendungen mit es
Die Geschichte erzählen
تعریف داستان
Audio
فایل صوتی
zufällige Wörter
لغت تصادفی
zufällige Sätze
جمله تصادفی
- پلیس یک مرد را بازداشت کرد.
- او با تمام توان خود را وقف مردمش کرد.
- قلم مو بسیار ضخیم است.
- دیوار برلین
- حیوانات وقتیکه یک صدای بلند شنیدند، فرار کردند.
- من خیلی متعجبم که تو هنوز این را نمیدانی.
- او به یک بیماری قلبی مبتلا است.
- حقوق زن و مرد برابر هستند.
- در ویترین مغازه، کفشهای زمستانی نمایش داده شدهاند.
- همیشه برای او دشوار بود که تمرکز کند.
- پزشک هنوز میتواند این بچه را نجات دهد.
- بعد ناگهان جنگ جهانی اول شروع شد
- بچه ها از دیوار بالا رفتند.
- او جلسه را ناتمام گذاشت.
- ما بهسلامتی شما میخوریم! بهسلامتی!
- او روی شوهرش تاثیر (نفوذ) دارد
- بعد از بازگشتم ما یک جشن بزرگ گرفتیم.
- او بعد از سالها به خانه بازگشت.
- او ارتباط (رابطه) را قطع کرد
- او تمام تمرکزش را صرف پروژه جدیدش کرد.
zufällige Fragen
سوال تصادفی