
Die Grammatike
Anwendungen mit es
Die Geschichte erzählen
تعریف داستان
Audio
فایل صوتی
zufällige Wörter
لغت تصادفی
- شهرت آوازه
- برابر (از نظر حقوق)
- جدایی
- نابودی
- خود را وقف کردن
- قلم مو
- به سلامتی !
- نمایش دادن نشان دادن
- دزدی سرقت
- فرار کردن گریختن
- بازداشت کردن
- وقف چیزی کردن صرف چیزی کردن
- رای دادگاه
- رنج بردن مبتلا بودن
- مواد مخدر
- وحشی، بی قید و بند، نا آرام، غیرقابل کنترل
- درخواست ازدواج
- یک در میان یکی پس از دیگری، به نوبت
- بازگشت
- وراثت میراث
zufällige Sätze
جمله تصادفی
- دیوار برلین
- همیشه برای او دشوار بود که تمرکز کند.
- حیوانات وقتیکه یک صدای بلند شنیدند، فرار کردند.
- او بعدا دستگیر شد
- او با تمام توان خود را وقف مردمش کرد.
- او جلسه را ناتمام گذاشت.
- این یک قضاوت اشتباه است که همه خسیس هستند.
- او بعد از سالها به خانه بازگشت.
- آیا مواد مخدر مصرف می کنی؟
- جنگ ناگهان شروع میشود.
- پلیس یک مرد را بازداشت کرد.
- بعد از بازگشتم ما یک جشن بزرگ گرفتیم.
- پلیس 23 نفر را بازداشت کرد.
- بعد از نقاشی کردن، قلم مو بلافاصله باید به خوبی شسته بشود.
- پوزش خواستن از او برایش دشوار بود
- او کاملاً خودش را وقف کودکانش کرد.
- او به یک بیماری قلبی مبتلا است.
- سارق بلافاصله فرار کرد.
- بعد از یک سفر طولانی او بالاخره برگشت.
- روز به روز شهرت او زیاد می شد
zufällige Fragen
سوال تصادفی