
Die Grammatike
Anwendungen mit es
Die Geschichte erzählen
تعریف داستان
Audio
فایل صوتی
zufällige Wörter
لغت تصادفی
- رنج بردن مبتلا بودن
- بازداشت کردن
- جنگیدن
- قلم مو
- نقاش نقاش (ساختمان، هنری)
- نابودی
- برابر (از نظر حقوق)
- تحت تاثیر قرار دادن
- وحشی، بی قید و بند، نا آرام، غیرقابل کنترل
- جدایی
- به سلامتی !
- خود را وقف کردن
- شگفت زده بودن
- نفوذ تاثیر
- دزدی سرقت
- بازداشت کردن دستگیر کردن
- خصمانه. به طور خصمانه. دشمنانه
- درخواست ازدواج
- دریافت کردن گرفتن
- نمایش دادن نشان دادن
zufällige Sätze
جمله تصادفی
- او کاملاً خودش را وقف کودکانش کرد.
- لپ تاپ من در مقابل دزدی بیمه شده است.
- آیا مواد مخدر مصرف می کنی؟
- او افسردگی شدید دارد.
- او به اداره پلیس رفت تا سرقت ماشینش را گزارش دهد.
- او به یک بیماری قلبی مبتلا است.
- پلیس یک مرد را بازداشت کرد.
- ما بهسلامتی شما میخوریم! بهسلامتی!
- آن مرد به او درخواست ازدواج داد
- بعد ناگهان جنگ جهانی اول شروع شد
- او ارتباط (رابطه) را قطع کرد
- روز به روز شهرت او زیاد می شد
- حیوانات وقتیکه یک صدای بلند شنیدند، فرار کردند.
- دعوایی در گرفت.
- در ویترین مغازه، کفشهای زمستانی نمایش داده شدهاند.
- او بعد از سالها به خانه بازگشت.
- پوزش خواستن از او برایش دشوار بود
- او تمام تمرکزش را صرف پروژه جدیدش کرد.
- نابودی طبیعت توسط صنعت خطرناک است.
- سال هاست که او برای آزادی می جنگد
zufällige Fragen
سوال تصادفی