
Die Grammatike
Anwendungen mit es
Die Geschichte erzählen
تعریف داستان
Audio
فایل صوتی
zufällige Wörter
لغت تصادفی
- نابودی
- خصمانه. به طور خصمانه. دشمنانه
- نفوذ تاثیر
- تحت تاثیر قرار دادن
- نمایش دادن نشان دادن
- جنگیدن
- نقاش نقاش (ساختمان، هنری)
- به سلامتی !
- وحشی، بی قید و بند، نا آرام، غیرقابل کنترل
- خود را وقف کردن
- افسردگی
- وراثت میراث
- فرار کردن گریختن
- یک در میان یکی پس از دیگری، به نوبت
- دیوار
- وقف چیزی کردن صرف چیزی کردن
- بازگشت
- پیش داوری
- ناگهان شروع شدن. در گرفتن
- شگفت زده بودن
zufällige Sätze
جمله تصادفی
- بعد از بازگشتم ما یک جشن بزرگ گرفتیم.
- لپ تاپ من در مقابل دزدی بیمه شده است.
- این یک قضاوت اشتباه است که همه خسیس هستند.
- دعوایی در گرفت.
- دیوار برلین
- او کاملاً خودش را وقف کودکانش کرد.
- این گالری خیلی جالب است.
- جنگ ناگهان شروع میشود.
- بعد از نقاشی کردن، قلم مو بلافاصله باید به خوبی شسته بشود.
- پلیس یک مرد را بازداشت کرد.
- او تمام تمرکزش را صرف پروژه جدیدش کرد.
- او به اداره پلیس رفت تا سرقت ماشینش را گزارش دهد.
- او بعدا دستگیر شد
- او با تمام توان خود را وقف مردمش کرد.
- پلیس 23 نفر را بازداشت کرد.
- سارق بلافاصله فرار کرد.
- او افسردگی شدید دارد.
- در ویترین مغازه، کفشهای زمستانی نمایش داده شدهاند.
- آن مرد به او درخواست ازدواج داد
- او روی شوهرش تاثیر (نفوذ) دارد
zufällige Fragen
سوال تصادفی