
Die Grammatike
Anwendungen mit es
Die Geschichte erzählen
تعریف داستان
Audio
فایل صوتی
zufällige Wörter
لغت تصادفی
- دیوار
- تحت تاثیر قرار دادن
- متوقف کردن قطع کردن، ناتمام گذاشتن
- وحشی، بی قید و بند، نا آرام، غیرقابل کنترل
- جنگیدن
- مواد مخدر
- دریافت کردن گرفتن
- وراثت میراث
- فرار کردن گریختن
- بازگشتن
- ناگهان شروع شدن. در گرفتن
- دزدی سرقت
- شهرت آوازه
- رای دادگاه
- درخواست ازدواج
- بازداشت کردن دستگیر کردن
- خصمانه. به طور خصمانه. دشمنانه
- بازداشت کردن
- نمایش دادن نشان دادن
- بازگشت
zufällige Sätze
جمله تصادفی
- کارهای این نقاش بسیار معروف هستند.
- خطها را یکی پس از دیگری با رنگ علامتگذاری کردن
- لپ تاپ من در مقابل دزدی بیمه شده است.
- جنگ ناگهان شروع میشود.
- او افسردگی شدید دارد.
- پلیس یک مرد را بازداشت کرد.
- بعد ناگهان جنگ جهانی اول شروع شد
- او با تمام توان خود را وقف مردمش کرد.
- بعد از نقاشی کردن، قلم مو بلافاصله باید به خوبی شسته بشود.
- او جلسه را ناتمام گذاشت.
- او نفوذ زیادی روی تصمیم دارد.
- ما بهسلامتی شما میخوریم! بهسلامتی!
- او تمام تمرکزش را صرف پروژه جدیدش کرد.
- او کاملاً خودش را وقف کودکانش کرد.
- این یک قضاوت اشتباه است که همه خسیس هستند.
- آیا مواد مخدر مصرف می کنی؟
- بعد از بازگشتم ما یک جشن بزرگ گرفتیم.
- او ارتباط (رابطه) را قطع کرد
- آن مرد به او درخواست ازدواج داد
- پلیس 23 نفر را بازداشت کرد.
zufällige Fragen
سوال تصادفی