
Die Geschichte erzählen
تعریف داستان
Audio
فایل صوتی
02_Lektion_1_1.mp3
03_Lektion_1_3b.mp3
04_Lektion_1_3c.mp3
05_Lektion_1_5_und_7.mp3
zufällige Wörter
لغت تصادفی
zufällige Sätze
جمله تصادفی
- آن ها با این خمیر می توانند 30 نان درست کنند.
- او نان نپخت و هیچ کس برای صبحانه نان نداشت.
- می دونید که بعدش او چی کار کرد؟
- آن ها در آخر دعوا کردند.
- شغل پدربزرگ شما چه بود؟
- توجه کنید. جمع
- آن ها جلوی نانواییشان ایستاده اند.
- داستان راجع به دایی من است.
- او از پدربزرگش کمک می گیرد.
- من هم یک پدر بزرگ داشتم.
- پسرش با مادربزرگش زندگی می کند
- چند وقت به چند می رفتی برای رقص؟
- آن ها با پدربزرگشان نان می پزند.
- او داد زد.
- ساعت روی دیوار آویزان است.
- یک جدول رسم کنید.
- او یک شخص جالب است.
- تحصیل برام خیلی طول می کشه.
- من به هیچ وجه نمی خواهم دکتر شوم.
