
Die Grammatike
Partizip als Adjektiv
Die Geschichte erzählen
تعریف داستان
Audio
فایل صوتی
zufällige Wörter
لغت تصادفی
- حرکات دست و سر هنگام صحبت
- سخت، دشوار، ریسکی
- ذهنیت گرفتن
- خطر
- کمک کردن به پیشرفت، جلو بردن
- صدای انسان
- شامل شدن، دارا بودن
- طبیعی بودن
- شناخت گرفتن
- معلومات فراموش شده را به یاد آوردن
- اعتماد به نفس
- امیدوارم موفق بشوی
- خود را انداختن، رها کردن
- تکنیک
- پیدا کردن کشف کردن
- ظرف
- به طور عملی نشان دادن، انجام دادن
- مهارت
- یک دوره ثبت نام کردن
- ارتباط برقرار کردن
zufällige Sätze
جمله تصادفی
- موسیقی شنیده شده زیبا بود
- من باید دانش انگلیسی ام را دوباره به یاد بیاورم
- اگر چیزی نیاز داشتید اطلاع بدین
- او به پیشرفت کار ما کمک کرد
- او از هنرمندان جوان بسیاری حمایت کرد، کمک کرد
- او اعتماد به نفس خیلی کمی دارد
- ما از همکاری بین شرکت ها حمایت می کنیم
- خانه خریده شده کوچک بود
- در این دوره توانایی های زیادی را آدم یاد می گیرد
- بچه ظرف را با شن و ماسه پر می کند
zufällige Fragen
سوال تصادفی