5 neue Wörter
| فارسی | Deutsch |
|---|---|
| احترام قائل بودن احترام گذاشتن | jmdn/etwas (für etwas) schätzen |
| مزد . اجرت |
das Entgelt/e
|
| تصویر کردن. تصویر چیزی را چاپ کردن | etwas / jmdn abbilden |
| اتفاقی تصادفی، تصادفا | zufällig |
| چیزی را از کسی گرفتن، چیزی را بردن | jmdm etwas wegnehmen |
5 neue Sätze
| فارسی | Deutsch |
|---|---|
| تو میتونی به من اعتماد کنی | Du kannst dich auf mich verlassen. |
| امیدوارم تا حد امکان زود جوابمو بدی. | Ich hoffe, dass du mir möglichst bald antwortest. |
| از وقتیکه او این دارو به وجود آمد، بسیاری از بیماریها دوباره جان تازهای گرفتند. | Seit es dieses Medikament gibt, schöpfen viele Kranke wieder neuen Mut. |
| جنگ رسما تمام شده بود. | Der Krieg war offiziell vorüber. |
| اینجاست که تست می شود که آیا ترمزها کار می کنند یا خیر. | Hier wird getestet, ob die Bremsen funktionieren. |