Was Neues! B2

5 neue Wörter

فارسی Deutsch
احترام قائل بودن احترام گذاشتن jmdn/etwas (für etwas) schätzen
مزد . اجرت

das Entgelt/e

 

 

تصویر کردن. تصویر چیزی را چاپ کردن etwas / jmdn abbilden
اتفاقی تصادفی، تصادفا zufällig
چیزی را از کسی گرفتن، چیزی را بردن jmdm etwas wegnehmen

5 neue Sätze

فارسی Deutsch
تو میتونی به من اعتماد کنی Du kannst dich auf mich verlassen.
امیدوارم تا حد امکان زود جوابمو بدی. Ich hoffe, dass du mir möglichst bald antwortest.
از وقتی‌که او این دارو به وجود آمد، بسیاری از بیماری‌ها دوباره جان تازه‌ای گرفتند. Seit es dieses Medikament gibt, schöpfen viele Kranke wieder neuen Mut.
جنگ رسما تمام شده بود. Der Krieg war offiziell vorüber.
اینجاست که تست می شود که آیا ترمزها کار می کنند یا خیر. Hier wird getestet, ob die Bremsen funktionieren.