
Die Grammatike
Anwendungen mit es
Die Geschichte erzählen
تعریف داستان
Audio
فایل صوتی
zufällige Wörter
لغت تصادفی
- بازگشتن
- دیوار
- بازداشت کردن دستگیر کردن
- تحت تاثیر قرار دادن
- پیش داوری
- برابر (از نظر حقوق)
- خصمانه. به طور خصمانه. دشمنانه
- شگفت زده بودن
- یک در میان یکی پس از دیگری، به نوبت
- ناگهان شروع شدن. در گرفتن
- دشوار بودن سخت بودن
- بازگشت
- مواد مخدر
- بازداشت کردن
- خود را وقف کردن
- نمایش دادن نشان دادن
- نقاش نقاش (ساختمان، هنری)
- وحشی، بی قید و بند، نا آرام، غیرقابل کنترل
- نابودی
- افسردگی
zufällige Sätze
جمله تصادفی
- ما بهسلامتی شما میخوریم! بهسلامتی!
- پزشک هنوز میتواند این بچه را نجات دهد.
- این یک رودخانه متلاطم است.
- او به اداره پلیس رفت تا سرقت ماشینش را گزارش دهد.
- او بعدا دستگیر شد
- کارهای این نقاش بسیار معروف هستند.
- او تمام تمرکزش را صرف پروژه جدیدش کرد.
- او با تمام توان خود را وقف مردمش کرد.
- بچه ها از دیوار بالا رفتند.
- او کاملاً خودش را وقف کودکانش کرد.
- این شلوار در واقع خیلی کوچک است، با وجود اینکه خیلی بزرگ به نظر میرسد.
- او جلسه را ناتمام گذاشت.
- سال هاست که او برای آزادی می جنگد
- پیکاسو احتمالا مشهورترین نقاش جهان است.
- این گالری خیلی جالب است.
- نابودی طبیعت توسط صنعت خطرناک است.
- همیشه برای او دشوار بود که تمرکز کند.
- او به یک بیماری قلبی مبتلا است.
- دیوار برلین
- بعد ناگهان جنگ جهانی اول شروع شد
zufällige Fragen
سوال تصادفی