
Die Grammatike
je desto, je umso, Modalpartikel denn, doch, eigentlich, ja
Die Geschichte erzählen
تعریف داستان
Audio
فایل صوتی
3-02_Lektion_19_5a.mp3
3-03_Lektion_19_5b.mp3
3-04_Lektion_19_6a_6b.mp3
zufällige Wörter
لغت تصادفی
- گوسفند
- محافظت نگهداری
- ناراحت شدن رنجیدن
- بامدارا صبور، شکیبا
- نقطه اوج راس، نقطه عطف
- کمک و همیاری
- فصل شلوغ. فصل پرکار، دوره پر رونق. زمان اوج مسافرت
- جویبار نهر
- دانش
- قطع کردن (درخت) بریدن (درخت)
- ذیل
- زنبور
- ناراحت کردن آزار دادن، رنجاندن
- آزادانه، باز، راحت، بی ریا
- علفزار چمنزار
- باتلاق لجنزار
- قدرت
- مسطح
- کوتاه نگه داشتن
- فصل کم کار. دوره کم رونق
zufällige Sätze
جمله تصادفی
- او چای را شیرین می کند قبل از اینکه آن را بنوشد
- او برای قطع کردن درخت از یک ماشین استفاده کرد.
- شیر تازه را من بیواسطه از کشاورزان میخرم.
- بیا تو. در خانه باز است.
- چه کسی می تواند به سوال درباره پیدایش زندگی جواب دهد؟
- ما سبزیجاتمان را از کشاورزان میخریم.
- ما تمام روز در چمن دراز کشیدیم.
- ما پول کافی برای خرید خانه نداریم.
- در نامه به آخرین توافقمان اشاره کرد.
- یک کشاورز پیر او را دیده است.
- در این جویبار هیچ ماهیای نیست. [وجود ندارد.]
- ما [خودمان را] با نفت گرم می کنیم.
- در این نقشه دریاچه کاملا کم عمق است.
- برای نگهداری چمنزار ها چه کنیم؟
- لطفاً واضح صحبت کنید!
- آن (اتفاق)، نقطه عطف پیشرفت او بود.
- این در بسته نمی شود، می توانی به من کمک کنی؟
- او این توانایی را دارد به آن انسان ها نزدیک شود
- آیا شاغل هستید؟
- کنار پنجره بروید و سیگار بکشید
zufällige Fragen
سوال تصادفی