
Die Grammatike
je desto, je umso, Modalpartikel denn, doch, eigentlich, ja
Die Geschichte erzählen
تعریف داستان
Audio
فایل صوتی
3-02_Lektion_19_5a.mp3
3-03_Lektion_19_5b.mp3
3-04_Lektion_19_6a_6b.mp3
zufällige Wörter
لغت تصادفی
- شاغل دارای شغل، مشغول به کار
- پول کافی داشتن استطاعت داشتن
- بامدارا صبور، شکیبا
- حفظ کردن نگه داشتن
- احشام [حیوانات اهلی و قابل خوردن]
- باتلاق لجنزار
- چمن سبزه
- علفزار چمنزار
- آزادانه، باز، راحت، بی ریا
- کشاورز
- گرم کردن
- قطع کردن (درخت) بریدن (درخت)
- اشاره کردن به
- گله
- کوتاه نگه داشتن
- دریافت کردن گرفتن
- محافظت نگهداری
- فصل شلوغ. فصل پرکار، دوره پر رونق. زمان اوج مسافرت
- ناراحت کردن آزار دادن، رنجاندن
- ناراحت شدن رنجیدن
zufällige Sätze
جمله تصادفی
- گردش در باغ وحش، نقطه اوج سفر من بود.
- ما تمام روز در چمن دراز کشیدیم.
- او چای را شیرین می کند قبل از اینکه آن را بنوشد
- پول را دریافت کردیم.
- ما سبزیجاتمان را از کشاورزان میخریم.
- من که بچه ندارم
- من پول کافی برای چنین ماشین گران قیمتی را ندارم.
- در خارج شهر بیشتر مردم در کشاورزی کار میکنند.
- همسایهها معمولا به آهنگ با صدای بلند گوش میکنند. ما باید خیلی بامدارا باشیم.
- او مشمول سه سال حبس میشود.
- تمام احشام را فروختن
- کنار پنجره بروید و سیگار بکشید
- او میتوانست مشکل را خیلی خوب توصیف کند.
- دانش آموزان باید موهای خود را کوتاه نگه دارند.
- همسایه ما دارای چهار لانه زنبور است.
- به خاطر اینکه کم باران باریده، چمن زرد شدهاست.
- من به تو گفته بودم !!!!
- در نامه به آخرین توافقمان اشاره کرد.
- این در بسته نمی شود، می توانی به من کمک کنی؟
- ما یک پیادهروی در امتداد جویبار انجام دادیم.
zufällige Fragen
سوال تصادفی